روایت اکونومیست از فشار بر ستون فقرات خلیج فارس / رویارویی عربستان و امارات و هراس از التهاب در بازارها تا شاخ آفریقا
به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز
اختلاف میان دو کشور اکنون به جنگ روایتها بدل شده است. مفسران سعودی، امارات را متهم میکنند که در خدمت منافع اسرائیل است؛ در مقابل، حامیان امارات ادعا میکنند محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، تحت نفوذ رادیکالها قرار گرفته است.
به گزارش تجارت نیوز، نشریه اکونومیست با انتشار یادداشتی نوشت: زبان دیپلماتها مؤدبانه است؛ بهویژه آنهایی که عربی صحبت میکنند، زبانی سرشار از تعارف و القاب احترامآمیز. در دسامبر، وزارت خارجه عربستان سعودی بیانیهای پنجپاراگرافی صادر کرد که در آن چهار بار از واژه «شَقیقه» -بهمعنای «برادر/خواهر خونی»، در اینجا در مفهوم «کشور برادر»- برای اشاره به امارات متحده عربی استفاده شده بود. این لحن برادرانه اما با موضوع بیانیه تناقض داشت: پادشاهی سعودی بهتازگی یک محموله سلاح متعلق به امارات را در یمن بمباران کرده و امارات را متهم کرد که امنیت ملی عربستان را تهدید کرده است.
کمتر از دو ماه بعد، دیگر کسی زحمت چنین تعارفاتی را به خود نمیدهد. دو قدرت بزرگ خلیج فارس دگیر تنشی شدهاند که روز به روز تشدید میشود. مقامات بلندپایه تقریباً با هم گفتوگو نمیکنند. رسانهها و مبلغان وابسته به دولتهایشان برای حمله به یکدیگر آزاد هستند و بدون محدودیت. این نزاع، جنگ یمن را دگرگون کرده و روابط تجاری فرامرزی را پیچیدهتر ساخته است.
دیپلماتها و مدیران شرکتها نگرانند که ادامه ماجرا به کجا ختم خواهد شد. برخی میترسند ماجرا زمینه را برای تکرار بحران قطر در سال ۲۰۱۷ فراهم کند؛ زمانی که گروهی از کشورهای حاشیه خلیج فارس (از جمله عربستان و امارات) بهخاطر حمایت قطر از اخوان المسلمین، این امیرنشین کوچک را تحت تحریم و محاصره قرار دادند. بعید است اوضاع تا آن حد وخیم شود، اما حتی بحرانی کوچکتر هم میتواند پیامدهای عمیقی داشته باشد.
ستون فقرات خلیج فارس لرزید!
عربستان سعودی و امارات دهههاست که متحدانی نزدیک به شمار میآیند. هر دو از اعضای اصلی شورای همکاری خلیج فارس، یعنی باشگاه پادشاهیهای نفتی، و همچنین عضو کارتل اوپک هستند. آنها سالها در یمن در کنار هم علیه حوثیها جنگیدند؛ حوثیهایی که حامیان ایران هستند و در سال ۲۰۱۴ بخش بزرگی از یمن را در اختیار گرفتند. امارات پنجمین بازار صادراتی عربستان در حوزه کالا است و عربستان در فهرست مقاصد صادراتی امارات در رتبه نهم قرار دارد؛ حجم تجارت دوجانبه سالانه ۳۱ میلیارد دلار است. مسیر پروازی بین دبی و ریاض هفتمین خط پروازی بینالمللی پرتردد جهان به شمار میرود.
البته مانند هر اتحاد دیگری، این رابطه نیز بدون مشکل نبوده است. از سال ۲۰۱۸ منافع دو کشور در یمن از هم فاصله گرفت. در سال ۲۰۲۱ اختلاف بر سر سهمیه تولید نفت، برای چندین ماه اوپک را فلج کرد. با این حال رهبران دو کشور، شراکت خود را ستون فقرات امنیت خلیج فارس میدیدند و تلاش میکردند اختلافات را کنترل و محدود نگه دارند.
نقطه عطف در سال ۲۰۲۳ پدیدار شد؛ زمانی که سودان به ورطه جنگ داخلی سقوط کرد. عربستان از ارتش سودان حمایت کرد. امارات پول و سلاح در اختیار نیروهای «پشتیبانی سریع» گذاشت؛ یک گروه شبهنظامی که متهم به نسلکشی است (امارات اذعان دارد در ابتدای کار حمایتهایی کرده اما مدعی است اکنون تمامی فرایندهای حمایتی متوقف شدهاند). سعودیها این اقدام را مداخله خطرناک در جنگی میدیدند که تنها ۲۰۰ کیلومتر آنسوتر، آن سوی دریای سرخ جریان دارد. اماراتیها در مقابل میگفتند ارتش سودان در سیطره رادیکالها است.
سپس نوبت به درگیری در یمن در ماه دسامبر رسید؛ زمانی که شورای انتقالی جنوب (STC)، جداییطلبان مورد حمایت امارات، بهطور غیرمنتظره بخش بزرگی از قلمرو تحت کنترل نیروهای نزدیک به عربستان را تصرف کردند. سعودیها STC را وادار به عقبنشینی کردند و امارات را عملاً از یمن بیرون راندند.
چرایی رویارویی پسرعموها!
همانطور که در خلیج فارس معمول است، این نزاع ترکیبی از عوامل سیاسی و شخصی است. عربستان از حمایت امارات از جداییطلبان و گروههای شورشی در سومالی، سودان، یمن و دیگر نقاط خشمگین است و آن را رفتاری بیثباتکننده میبیند. مقامهای اماراتی در پاسخ میگویند بسیاری از این کشورها صرفاً روی کاغذ «دولت» دارند و در عمل دولتهایی ناکاماند؛ از نظر آنها بهتر است با جداییطلبان قدرتمند همپیمان شد تا با یک حکومت مرکزی ورشکسته.
اماراتیها از رادیکالها نفرت دارند، در حالی که سعودیها حاضرند با برخی از گروهها تا حدی کنار بیایند. دو کشور درباره اسرائیل نیز اختلافنظر دارند؛ امارات در سال ۲۰۲۰ اسرائیل را به رسمیت شناخت. عربستان، بزرگترین جمعیت شهروندی در شورای همکاری خلیج فارس را دارد؛ ۲۰ میلیون شهروند در برابر حدود یک میلیون شهروند اماراتی. اقتصادش در رده کشورهای گروه ۲۰ قرار دارد و میزبان مقدسترین اماکن اسلامی است؛ همه اینها باعث میشود خود را «اول در میان برابرها» در خلیج فارس بداند.
ماه گذشته، یک مفسر نزدیک به دربار سعودی، امارات را به «برادر کوچکتر سرکش» تشبیه کرد. اینگونه ادبیات اماراتیها را عصبی میکند؛ امارات اقتصادی متنوعتر و ارتشی کوچکتر اما چابکتر و کارآمدتر دارد. آنها دیگر نمیخواهند در سیاست خارجی صرفاً دنبالهرو پادشاهی سعودی باشند.
جنگ روایتها و سناریوهای اضطراری
اکونومیست در بخش دیگری از یادداشت خود آورد: اختلاف میان دو کشور اکنون به جنگ روایتها بدل شده است. مفسران سعودی، امارات را متهم میکنند که در خدمت منافع اسرائیل است؛ در مقابل، حامیان امارات ادعا میکنند محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، تحت نفوذ رادیکالها قرار گرفته است.
چند ماه پیش، انتشار چنین اظهاراتی در شبکههای اجتماعی ممکن بود احضاریهای از سوی پلیس به دنبال داشته باشد؛ چرا که در شرایط عادی، پادشاهیهای خلیج فارس انتقاد علنی از یکدیگر را تحمل نمیکنند. اما امروز به نظر میرسد هر دو حکومت عملاً این تندگوییها را تشویق میکنند.
دیپلماتهای چهار کشور غربی گزارش کردهاند که از شرکتهای مستقر در امارات، گلایههایی شنیدهاند مبنی بر اینکه در عربستان با موانع اداری جدیدی روبهرو میشوند. کامیونها در مرز معطل ماندهاند؛ کارمندان این شرکتها نمیتوانند بهراحتی ویزای تجاری عربستان بگیرند. در سوی دیگر، شرکتهای اماراتی از یک نمایشگاه بزرگ دفاعی در ریاض که قرار بود این ماه برگزار شود، کنار کشیدهاند.
مدیران، سناریوهای اضطراری خود را در صورت تشدید بحران روی میز گذاشتهاند. کمتر کسی انتظار دارد تحریمی در حد و اندازه محاصره قطر رقم بخورد؛ پیوندهای اقتصادی احتمالاً آنقدر عمیق است که مانع یک قطع رابطه کامل شود. اما نگرانیها جدی است.
نگرانی فقط به حوزه اقتصاد محدود نمیشود. دغدغه دیگر این است که رقابت میان عربستان و امارات، آتش دیگر منازعات منطقهای را شعلهورتر کند. چنین چیزی میتواند در شاخ آفریقا رخ دهد؛ جایی که اتیوپی (متحد امارات) و اریتره (شریک عربستان) در آستانه جنگ به نظر میرسند.
سعودیها همچنین درباره سوریه نگراناند؛ جایی که اماراتیها همچنان نسبت به احمد الشرع، جهادگرای سابقی که پس از فروپاشی رژیم بشار اسد در سال ۲۰۲۴ به قدرت رسید، بدبیناند. مقامهای سعودی میگویند این دعوا زمانی پایان مییابد که امارات دست از حمایت شورشیان و جداییطلبان منطقهای بردارد. مشخص نیست اماراتیها دقیقاً چه میخواهند اما بعید است بهسادگی تسلیم خواستههای ریاض شوند.
در یک پیچ جالب و نمادین، اینبار قطر در تلاش است میان دو کشوری میانجیگری کند که چند سال پیش خود او را محاصره کرده بودند. امیر قطر ۴ فوریه با خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان و برادر ولیعهد دیدار کرد. ده روز بعد، او به ابوظبی پرواز داشت تا با محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات، دیدار کند. بحرین، مصر و ترکیه نیز تلاشهایی برای کمک به روند دیپلماسی در پیش گرفتهاند.
ترامپ بر سر دوراهی
با این حال، تاکنون هیچیک از این دیدارها پیشرفت ملموسی به همراه نداشته است. یک فشار حسابشده از جانب آمریکا شاید مؤثر باشد. دونالد ترامپ، که به اعتمادبهنفس خود شهره است، معتقد است میتواند به این بحران پایان دهد: او در ۱۶ فوریه به خبرنگاران گفت: «میتوانم خیلی راحت این موضوع را حل کنم.»
با این حال، دیپلماتهای منطقه میگویند رئیسجمهور میکوشد تا حد امکان از ورود مستقیم به منازعهای پرهیز کند زیرا دو طرف، متحدانی هستند که به ثروتمند شدن خانوادهاش کمک کردهاند. در واشنگتن، امارات تلاشهای لابیگری خود را تشدید کرده و همسوییاش با اسرائیل برایش پشتوانهای سیاسی فراهم آورده است.
لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه از کارولینای جنوبی، ۱۳ فوریه رو به عربستان گفت: «دیگر بس است، عربستان». در همین حال، سعودیها در تلاشاند آن سوی مرزها دردسر ایجاد کنند. در روزهای اخیر، حسابهای کاربری منتسب به عربستان در شبکههای اجتماعی، شایعات تأییدنشدهای درباره وضعیت سلامت شیخ محمد منتشر کردهاند.
مفسران در پادشاهی سعودی همچنین سعی کردهاند میان ابوظبی — پایتخت امارات — و رهبران شش امارت دیگر این فدراسیون شکاف بیندازند؛ رهبرانی که همهشان لزوماً با سیاست خارجی تهاجمی و سختگیرانه شیخ محمد همنظر نیستند. این بحران تازه در خلیج فارس سالهاست که در حال شکلگیری است و فعلاً نشانی از پایان ندارد.
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *نظرات (0)
هیچ نظری ثبت نشده است.