وقتی ورزش به یک کلاس دارایی جهانی تبدیل میشود / ورود غولهای سرمایهگذاری به لیگها
به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز
مهدی حاجیوند، کارشناس اقتصاد ورزش – این روزها ورزش حرفهای دیگر فقط سرگرمی نیست؛ بلکه به یک دارایی پرسود و استراتژیک یا به نوعی کلاس دارایی برای سرمایهگذاران تبدیل شده است.
به گزارش تجارت نیوز، ورود شرکت سرمایهگذاری آمریکایی «کیکیآر» به مالکیت شرکت سرمایهگذاری ورزشی «آرکتوس پارتنرز» در معاملهای به ارزش اولیه حدود ۱.۴ میلیارد دلار؛ رویدادی که باید آن را نشانهای روشن از تثبیت «ورزش حرفهای» بهعنوان یک طبقه دارایی مستقل در بازارهای مالی جهان دانست.
نگاهی به جزئیات این معامله نشان میدهد کیکیآر با خرید این شرکت سرمایهگذاری ورزشی عملا جای پای خود را در بازاری محکم کرده، که تا یک دهه پیش بیشتر در اختیار مالکان سنتی و میلیاردرهای فردی بوده است.
شرکت سرمایهگذاری ورزشی آرکتوس از معدود نهادهایی است که اجازه سرمایهگذاری در هر پنج لیگ اصلی آمریکا شامل NFL (فوتبال آمریکایی)، NBA (بسکتبال)، MLB (بیسبال)، NHL (هاکی روی یخ) و MLS (فوتبال) را دارد. حالا این معامله، یا به عبارتی دیگر این دسترسی گسترده، به معنی ورود غیرمستقیم کیکیآر به پایدارترین جریانهای درآمدی صنعت سرگرمی جهان است؛ صنعتی که بر پایه قراردادهای چندساله پخش رسانهای، حامیان مالی و فروش بلیت استوار است.
بر اساس گزارش سالانه موسسه دِلوییت درباره وضعیت مالی فوتبال اروپا، درآمد این صنعت از مرز ۳۰ میلیارد یورو عبور کرده و پنج لیگ بزرگ اروپایی بیش از ۱۹ میلیارد یورو درآمد ثبت کردهاند. در ایالات متحده نیز میانگین ارزش هر تیم لیگ فوتبال آمریکایی از ۵ میلیارد دلار فراتر رفته است؛ رقمی که طی ۱۰ سال گذشته بیش از سه برابر شده است. در آسیا نیز لیگ برتر کریکت هند(ایندیان پرمیر لیگ)، طبق گزارش خبرگزاری رویترز ارزشی در حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیارد دلار پیدا کرده است.
این اعداد نشان میدهد داراییهای ورزشی نهتنها رشد قیمتی داشتهاند، بلکه به سطحی از بلوغ مالی رسیدهاند که سرمایهگذاران نهادی را جذب میکند.
از منظر اقتصاد ورزش، سه عامل باعث شده ورزش حرفهای به یک طبقه دارایی جذاب تبدیل شود. نخست، پایداری جریان درآمد است؛ چرا که بخش بزرگی از درآمد باشگاهها از محل حق پخش رسانهای تامین میشود که معمولا قراردادهایی بلندمدت و تضمینشده هستند.
دوم، محدودیت عرضه است. به بیانی دیگر تعداد تیمهای هر لیگ محدود است و ورود به آنها دشوار؛ بنابراین مانند املاک ممتاز، کمیابی باعث رشد ارزش میشود.
نکته سوم نیز، همبستگی پایین باشگاهها با بازار سهام است. مطالعات مالی نشان میدهد ارزش باشگاههای بزرگ الزاما همجهت با شاخصهای بورسی حرکت نمیکند و همین ویژگی آنها را به ابزار مناسبی برای تنوعبخشی سبد سرمایهگذاری تبدیل کرده است.
از سوی دیگر در سالهای اخیر، افزایش نرخ بهره جهانی و نوسانات بازارهای مالی نیز باعث شده سرمایهگذاران به سمت داراییهای واقعی با پشتوانه درآمد عملیاتی حرکت کنند، که صنعت ورزش دقیقا چنین ویژگیای دارد؛ دارایی فیزیکی مانند ورزشگاه، برند جهانی، پایگاه هواداری چندمیلیونی و ظرفیت تجاریسازی دیجیتال. به همین دلیل، مالکیت باشگاهها بهتدریج از شکل شخصی به شکل نهادی تغییر کرده است.
علاوه بر این امروزه صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی، صندوقهای بازنشستگی و حتی صندوقهای ثروت ملی در ترکیب سهامداری باشگاهها دیده میشوند.
بدین جهت معامله کیکیآر و آرکتوس را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. این معامله نشان میدهد ورزش دیگر یک فعالیت صرفا فرهنگی یا اجتماعی نیست؛ بلکه یک صنعت سرمایهبر و سرمایهپذیر است که قابلیت ارزشآفرینی بلندمدت دارد. ضمن این که بدون شفافیت مالی، ساختار سهامی منظم و دسترسی به ابزارهای بازار سرمایه، امکان جذب سرمایههای بزرگ در ورزش وجود نخواهد داشت.
در مجموع باید اذعان داشت، روند جهانی نشان میدهد ورزش در حال تبدیلشدن به یک «دارایی راهبردی» در اقتصاد جهانی است؛ داراییای که هم رشد قیمتی داشته و هم جریان درآمدی پایدار ایجاد کرده است.
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *نظرات (0)
هیچ نظری ثبت نشده است.