``
logo logo

موضوع وبلاگ، اخبار و مجله نسل بعدی برای شما برای شروع به اشتراک گذاری داستان های خود از امروز!

سیاسی

روایت اکونومیست از زندگی مردم عادی روسیه زیر سایه جنگ / پوتین افسار بخش خصوصی را در دست گرفته / الیگارش‌های حکومتی با سرمایه سرمایه‌داران فرمانروایی می‌‎کنند‌

avatar
Author

نویسنده


  • 2026-02-26

به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز

دسترسی به ارتباطات هر روز سخت‌تر می‌شود. پس از ماه‌ها محدودیت، یوتیوب و واتس‌اپ اکنون کاملا مسدود شده‌اند و تلگرام ـ یکی از معدود منابع خبری غیردولتی ـ به‌شدت کند و محدود است؛ تا جایی که حتی نمایندگان دومای روسیه هم به آن اعتراض کرده‌اند.

به گزارش تجارت نیوز، اکونومیست با انتشار یادداشتی نوشت: بسیاری از روس‌ها تلاش می‌کنند جنگی را که این هفته وارد سال چهارم خود شده، نادیده بگیرند؛ اما این کار هر روز دشوارتر می‌شود. نه نشانه‌ای از فروپاشی قریب‌الوقوع سیاسی دیده می‌شود و نه اقتصادی. با این حال، حتی نظام تحت رهبری ولادیمیر پوتین هم نمی‌تواند پنهان کند که جنگ چگونه جزئیات زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار داده است.

زندگی روزمره در سایه جنگ

اکونومیست در ادامه یادداشت خود آورد: در ساده‌ترین جابه‌جایی‌های شهری هم، جنگ احساس می‌شود. سامانه‌های پدافندی که برای مقابله با حملات پهپادی اوکراین در مسکو و شهرهای دیگر فعال شده‌اند، سامانه‌های ناوبری ماهواره‌ای خودروها را مختل می‌کنند. این «وضعیت حساس» باعث می‌شود دستگاه‌های جی‌پی‌اس تصور کنند خودرو ۵۰ کیلومتر دورتر از موقعیت واقعی‌اش قرار دارد؛ رانندگان مجبورند مسیر را از قبل روی نقشه‌های کاغذی مرور کنند یا از رهگذران آدرس بپرسند.

سفر هوایی هم به دردسر بزرگی تبدیل شده. نگرانی از پهپادها و سایر ملاحظات نظامی موجب شده سال گذشته بیش از ۵۰۰ بار فرودگاه‌ها موقتا بسته شوند. تحریم‌ها مانع واردات قطعات یدکی برای هواپیماهای ایرباس و بوئینگ شده‌اند؛ هواپیماهایی که حدود ۹۰ درصد پروازهای مسافری روسیه را انجام می‌دهند. سال گذشته بیش از ۸۰۰ نقص فنی ثبت شد؛ بیش از سه برابر سال قبل. برخی شرکت‌ها ناچار شده‌اند هواپیماهای قدیمی ساخت روسیه را بازسازی کنند، اما این هواپیماها هم به‌دفعات دچار خرابی می‌شوند.

مشکل فقط زمین و آسمان نیست؛ حتی بالا و پایین رفتن در ساختمان‌ها هم دشوارتر شده. بخش بزرگی از آسانسورها ساخت خارج‌اند و قطعه یدکی آن‌ها به‌سختی پیدا می‌شود. وقتی ساکنان یکی از مجتمع‌های مسکونی مسکو از تعمیرکاران آسانسور به خاطر خرابی‌های مکرر شکایت کردند، آن‌ها با نگاهی رو به سقف ـ گویی خطاب به «بالا» ـ گفتند: «از ما سؤال اشتباهی می‌پرسید.» کنایه‌شان روشن بود: تا وقتی حکومت همه چیز را فدای جنگ می‌کند، تعمیر اساسی و پایدار ممکن نیست.

​اینترنت، سانسور و اپلیکیشن‌های حکومتی

دسترسی به ارتباطات هر روز سخت‌تر می‌شود. پس از ماه‌ها محدودیت، یوتیوب و واتس‌اپ اکنون کاملا مسدود شده‌اند و تلگرام ـ یکی از معدود منابع خبری غیردولتی ـ به‌شدت کند و محدود است؛ تا جایی که حتی نمایندگان دومای روسیه هم به آن اعتراض کرده‌اند. هم‌زمان، کاربران به استفاده از پیام‌رسان دولتی «مکس» سوق داده می‌شوند؛ اپلیکیشنی که به‌طور پیش‌فرض روی گوشی‌ها و تبلت‌های جدید نصب است و بسیاری آن را ابزاری برای تسهیل نظارت دولتی می‌دانند.

روی کاغذ، هنوز دسترسی به بسیاری از وب‌سایت‌های غربی «ممکن» است، اما در عمل، شرکت‌های ارائه‌دهنده اینترنت تنها حجم ناچیزی از داده‌ها را در این سایت‌ها قرار می‌دهند و آن‌ها عملاً غیرقابل استفاده‌اند. طبق آمار «تاپ۱۰وی‌پی‌ان»، سال گذشته ۵۸ مورد قطع یا محدودیت منطقه‌ای یا ملی اینترنت در روسیه ثبت شده که میانگین آن‌ها حدود ۲۵ روز طول کشیده است.

​اقتصادی که روی جنگ می‌چرخد

اقتصاد روسیه ظاهرا از پس فشارها برآمده است. در اواخر ۲۰۲۱، پیش از آغاز جنگ، اقتصاددانان پیش‌بینی کردند اقتصاد این کشور در سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ سالانه حدود ۲ درصد رشد کند؛ در عمل، با وجود جنگ و تحریم‌های شدید غرب، رشد کمی بالاتر از این رقم بود، زیرا صادرات نفت افزایش یافت و دولت شیر بودجه را باز کرد.

در سال ۲۰۲۵ اما رشد به‌شدت کند شد و به حدود ۰.۶ درصد رسید، هرچند نرخ بیکاری در سطح بسیار پایین ۲ درصد باقی مانده و شاخص اعتماد مصرف‌کننده هم، بنا بر داده‌های مرکز مستقل «لوادا»، در نزدیکی رکوردهای تاریخی است. اما این ارقام کلی، واقعیت را پنهان می‌کنند: ساختار اقتصاد به‌طور بنیادی تغییر کرده است. بیکاری پایین، تا حد زیادی نتیجه جذب گسترده نیروی کار توسط ماشین جنگی روسیه و همچنین مهاجرت صدها هزار نفر از کشور است.

رشد سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ هم عمدتا مبتنی بر هزینه‌های دولت بود؛ نه فقط برای ارتش، بلکه برای پروژه‌های زیرساختی و برنامه‌های رفاه اجتماعی. شهرهایی مانند ایژوسک در اورال، که میزبان گروه اسلحه‌سازی «کلاشینکوف» و دیگر صنایع دفاعی‌اند، دوران رونق را تجربه می‌کنند: قیمت مسکن بالا رفته و رستوران‌های جدید باز می‌شوند.

اما در سایر بخش‌های اقتصاد اوضاع به این خوبی نیست. روسیه، با اتکا به انبوه مهندسان و متخصصان فعال در حوزه فن آوری، امیدوار بود در رقابت هوش مصنوعی میان آمریکا و چین سهمی جدی داشته باشد، اما اکنون عملاً در حاشیه قرار گرفته؛ تحریم‌ها دسترسی به چیپ‌های پیشرفته را محدود کرده و شماری از بهترین دانشمندان کشور مهاجرت کرده‌اند. ابزارهایی مثل «GigaChat»، چت‌بات هوش مصنوعی بانک اسبربانک، در عرصه جهانی تقریبا ناشناخته مانده‌اند.

در بخش غیرنظامی، نشانه‌های رکود و فرسایش دیده می‌شود. تعداد شرکت‌های تازه‌ثبت‌شده در سال گذشته به پایین‌ترین سطح در ۱۴ سال اخیر رسیده و ۲۰ درصد کمتر از ۲۰۲۴ ثت شده است. حجم دستمزدهای معوقه در یک سال دو برابر شده و به ۲.۲ میلیارد روبل (حدود ۲۹ میلیون دلار) رسیده که بخش عمده آن مربوط به صنعت ساخت‌وساز است. شرکت بزرگ ساختمانی «سامولت» برای بازپرداخت بدهی‌هایش به مشکل خورده و از دولت کمک خواسته؛ خودروساز بزرگ روسیه، «آفتوفاز»، هم کارخانه‌هایش را فقط چهار روز در هفته فعال نگه می‌دارد.

حتی ثروتمندان نیز از تبعات جنگ مصون نمانده‌اند. بسیاری از کالاهایی که پیش‌تر از اتحادیه اروپا وارد می‌شد یا در قالب مشارکت‌های مشترک با شرکت‌های غربی در روسیه تولید می‌شد، اکنون با جایگزین‌های چینی عوض شده؛ نتیجه، کارخانه‌های تعطیل‌شده و سبد کالاهایی است که تنوع کمتری برای مصرف‌کننده دارد.

مصادره، رانت و واهمه بخش خصوصی

فشار بر بخش خصوصی فقط به افزایش مالیات شرکت‌ها ـ که سال گذشته به‌شدت بالا رفت ـ محدود نمی‌شود. یکی از بزرگ‌ترین موانع سرمایه‌گذاری، موج مصادره و «ملی‌سازی» اجباری دارایی‌هاست که هرچه جنگ طولانی‌تر شده، گسترده‌تر شده است. ابتدا دارایی شرکت‌های خارجی که در آغاز جنگ از روسیه خارج شدند، تصاحب و میان نزدیکان قدرت توزیع شد. برای مثال، فعالیت‌های شرکت فرانسوی «دانون» عملاً به قیمت ناچیزی به یکی از نزدیکان رمضان قدیروف، رهبر شبه‌نظامیان چچن و از متحدان کرملین، واگذار شد.

این موج به‌سرعت به دارایی صاحبان سرمایه روس هم رسید. تازه‌ترین نمونه، فرودگاه «دمودیدوو» مسکو است که زمانی ۵ میلیارد دلار ارزش‌گذاری می‌شد؛ دولت آن را مصادره و در مزایده‌ای به کمتر از ۱ میلیارد دلار ـ نصف قیمت پایه ـ به زیرمجموعه‌ای از فرودگاه «شرمتیوو» فروخت؛ مجموعه‌ای که به آرکادی روتنبرگ، یکی از نزدیکان پوتین، وصل است.

سرنوشت «وادیم موشکوویچ»، یکی از ثروتمندترین مردان روسیه و مالک «روس‌آگرو»، غول کشاورزی کشور، تلخ‌تر است. دادگاه‌ها او را مجبور کردند شرکت را از قبرس به روسیه منتقل کند و سال گذشته او را به اتهام «کلاهبرداری» زندانی کردند؛ اکنون نهادهای نزدیک به دیمیتری پاتروشف، وزیر کشاورزی و پسر نیکلای پاتروشف، از چهره‌های امنیتی نزدیک به پوتین، چشم طمع به این شرکت دوخته‌اند. یک کارآفرین با طنز تلخ می‌پرسد: «چرا باید سرمایه‌گذاری کنم و کسب‌وکارم را گسترش بدهم، وقتی هر لحظه ممکن است فردا آن را از من بگیرند؟»

در دهه ۲۰۱۰، دادستان‌های روسیه سالانه به‌طور متوسط یک پرونده مصادره دارایی به جریان انداختند؛ اما از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۵۰۰ شرکت ـ عمدتاً روسی ـ مصادره شدند، از هتل و مرکز خرید گرفته تا کارخانه ماکارونی و مشروبات الکلی. سال گذشته، ایگور کراسنوو، دادستان کل، با افتخار به پوتین گزارش داد که ۲.۴ تریلیون روبل «به نفع دولت» بازپس‌گرفته؛ چند ماه بعد، او به ریاست دیوان عالی روسیه منصوب شد.

​فروپاشی قانون و عادی‌سازی خشونت

جنگ، نظام حقوقی روسیه را عمیقا تغییر داده است. کسانی که به ارتش می‌پیوندند، اغلب از پیگرد بسیاری از جرائم قبلی ـ حتی جرائم سنگین ـ معاف می‌شوند. وب‌سایت رسانه‌ای «ورستکا» دست‌کم ۱٬۱۱۲ پرونده قضایی، از جمله پرونده قتل و تجاوز، را ثبت کرده که به این دلیل متوقف یا مختومه شده‌ که متهمان قرارداد خدمت نظامی امضا کرده‌اند. در قالب بسته مزایا برای نیروهای تازه‌جذب‌شده، پوتین به سربازان مصونیت قضایی در طول خدمت برای طیفی از جرائم نسبتاً جدی، از جمله سرقت و ضرب‌وجرح، اعطا کرده است.

برخی از این نیروها پس از بازگشت از جبهه همچنان به خشونت ادامه می‌دهند. طی چهار سال گذشته، حدود هزار نفر توسط شرکت‌کنندگان در جنگ کشته یا مجروح شده‌اند؛ نیمی از این قتل‌ها را محکومان سابقی مرتکب شده‌اند که از زندان‌ها برای جنگ جذب شدند. این افراد اغلب محاکمه و به زندان بازگردانده می‌شوند، اما معمولاً احکام ملایم‌تری نسبت به موارد مشابه دریافت می‌کنند.

شهر «رودا» در حومه ۶۰ هزار نفری یکاترینبورگ در اورال، بیش از ۱۵۰ کشته در جنگ داده است. سال گذشته، دو دختر ۹ و ۷ ساله مقابل یک سوپرمارکت زیر گرفته و کشته شدند؛ راننده، یک سرجوخه ۳۷ ساله، مست و تحت تاثیر مواد مخدر بود و تازه از جبهه برگشته بود. او قبلاً سه بار گواهینامه‌اش را از دست داده، اما همه آن احکام به‌خاطر مشارکتش در جنگ لغو شده بود.

​کلیسای ارتدوکس و «تقدیس» جنگ

کلیسای ارتدوکس روسیه نیز نقش فعالی در مشروعیت‌بخشی به جنگ ایفا کرده است. این کلیسا تهاجم به اوکراین را «جنگ مقدس» نامیده و هزاران کشیش را برای روحیه‌دادن به سربازان ـ و در برخی موارد برای جنگیدن در کنار آن‌ها ـ به جبهه فرستاده است. دست‌کم ۳۰۰ کشیش قرارداد رسمی با وزارت دفاع امضا کرده‌اند و همان امتیازات کهنه‌سربازان را دریافت می‌کنند.

از آغاز جنگ، «پاتریارک کیریل» اعلام کرده هر کس جان خود را در این جنگ فدا کند، همه گناهانش ـ حتی بدون توبه ـ پاک خواهد شد. در نقطه مقابل، یک معترض ضدجنگ که تنها پلاکاردی با نوشته «قتل مکن» در دست داشت، به جرم «بی‌اعتبار کردن ارتش روسیه» بازداشت و جریمه شد. «آلکسی اومینسکی»، کشیشی که پس از برکناری به جرم دعا برای صلح ـ نه برای پیروزی ـ از کشور خارج شد، به رسانه‌ها گفت: «پاتریارک عملاً مسئولیت اخلاقی کشتن در جنگ را از دوش سربازان برداشته است».

​سربازانی که فریب اعداد را خوردند

با وجود این حمایت ایدئولوژیک، جذب نیرو هر روز دشوارتر می‌شود. بسیاری از داوطلبان جدید مردان ۳۰ تا ۴۰ ساله از شهرها و روستاهای دورافتاده‌اند که مهارت و چشم‌انداز شغلی محدودی دارند. «ولادیمیر زونوفسکی»، جامعه‌شناس اهل سامارا، در این باره به اکونومیست گفت: «آن‌ها عملیات ویژه را فرصتی می‌دیدند تا از نظر سطح زندگی خود را به هم‌وطنان مرفه‌ترشان نزدیک کنند.»

در برخی مناطق، پاداش امضای قرارداد در سال ۲۰۲۴ تا ۲.۵ میلیون روبل رسید؛ رقمی که می‌توانست پیش‌پرداخت یک وام مسکن شود. حقوق ماهانه ۲۰۰ هزار روبلی ـ پنج برابر متوسط دستمزد آن مناطق ـ برای بسیاری، یک انتخاب «عقلانی» بود؛ تصمیمی که اغلب در سطح خانواده گرفته می‌شد.

اما این محاسبه روزبه‌روز بی‌صرفه‌تر به نظر می‌رسد. بسیاری از سربازان می‌گویند قرارداد یک‌ساله امضا کرده بودند، بی‌آنکه بدانند پوتین فرمانی صادر کرده که به ارتش اجازه داده قراردادها را تا پایان جنگ به‌صورت یک‌طرفه تمدید کند. آن‌ها انتظار نداشتند در خطوط مقدم مستقر شوند.

از سوی دیگر، درآمدشان کمتر از حد تصور بوده: تورم بالا بخشی از ارزش حقوق را بلعیده و بسیاری گزارش می‌دهند برای پرهیز از خطرناک‌ترین ماموریت‌ها مجبور به پرداخت رشوه‌های سنگین به افسران شده‌اند. وقتی هم به خانه برمی‌گردند، نه قهرمان، بلکه اغلب با بی‌اعتنایی و حتی نفرت روبه‌رو می‌شوند. جمله‌ای که زیاد شنیده می‌شود این است: «سرمان کلاه رفت».

نارضایتی در میان خانواده‌های سربازان هم رو به افزایش است. یکی از زنان می‌گوید: «وقتی مردهای ما آنجا تکه‌تکه می‌شوند، اینجا هر روز بیشتر تحت فشاریم. هر روز جریمه جدید، ممنوعیت تازه، مالیات و قوانینی که حقوق مالکیت را بی‌اعتبار می‌کند. قیمت‌ها مدام بالا می‌رود. ما برای جبهه کمک انسان‌دوستانه جمع می‌کنیم، اما مسئولان اینجا جشن می‌گیرند.»

اشاره به ناکارآمدی فرماندهان ارتش هم کم نیست: «یک کشور با ارتش درست‌وحسابی، این جنگ را در یکی‌دو ماه جمع می‌کرد، نه این‌که سه سال و نیم طولش بدهد. او (پوتین) همه چیز را از بیخ خراب کرد.»

نتیجه این است که با وجود هزینه‌های هنگفت، ارتش با کمبود نیروی انسانی مواجه است. طبق برآورد شبکه تحلیلی «Re:Russia» مستقر در وین، بودجه نیروی انسانی ارتش از ۳ تریلیون روبل در ۲۰۲۴ به بیش از ۴ تریلیون در ۲۰۲۵ رسیده که حدود ۲ درصد تولید ناخالص داخلی است؛ نزدیک به ۴۰ درصد این مبلغ صرف پرداخت غرامت به خانواده کشته‌شدگان می‌شود. با این وجود، گفته می‌شود تلفات روسیه که حدودا روزی هزار نفر تخمین زده می‌شود، بیش از شمار نیروهای تازه‌جذب‌شده است.

​جمعیت، مهاجران و بحران آینده

ارقام دقیق مرگ‌ومیر و وضعیت بازار کار روشن نیست، زیرا دولت انتشار بسیاری از داده‌های جمعیتی را متوقف کرده؛ نشانه‌ای واضح از بحرانی که می‌خواهد پنهان کند. در سال ۲۰۲۴، پوتین انتشار رسمی نظرسنجی‌های جمعیتی را تا سال ۲۰۲۹ تعلیق کرد. «الکسی راکشا»، جمعیت‌شناسی که نسبت به این تاریکی آماری هشدار داده، به عنوان «عامل خارجی» شناخته می‌شود.

به‌احتمال زیاد، کشته‌شدن شمار زیادی از مردان روس در اوکراین و فرار بسیاری دیگر برای نجات از خدمت اجباری، روند چند دهه‌ای کاهش جمعیت در سن کار را تشدید کرده است. در هر حال، دولت برای جبران کمبود نیروی کار به وارد کردن کارگران خارجی روی آورده؛ هرچند خود با اعزام اجباری بخشی از مهاجران شاغل در روسیه ـ عمدتا از کشورهای سابق شوروی مانند تاجیکستان ـ به جبهه، این کار را دشوارتر کرده است. حمله تروریستی اتباع تاجیک به یک مرکز خرید در مسکو در ۲۰۲۴ و موج آزار مهاجران پس از آن، انگیزه کارگران آسیای میانه برای آمدن به روسیه را کاهش داده است.

در عوض، دولت از کوبا، هند، کره شمالی و سریلانکا نیروی کار جذب می‌کند؛ سال گذشته ۲۴۰ هزار مجوز کار برای اتباع خارجی صادر شد.جنگ همچنین به‌احتمال زیاد کاهش نرخ تولد را تشدید می‌کند. در سال ۲۰۲۳، پیش از توقف انتشار داده‌ها، نرخ باروری (میانگین تعداد فرزندان برای هر زن) به ۱.۳ رسید؛ پایین‌ترین میزان از سال ۲۰۰۶. بر اساس نظرسنجی مدرسه عالی اقتصاد روسیه، نزدیک به یک‌سوم مردم گفته‌اند به دلیل جنگ و وخامت اوضاع اقتصادی، تصمیم گرفته‌اند فرزندآوری را به تعویق بیندازند یا کلا از آن صرف‌نظر کنند.

​فشار برای فرزندآوری و مداخله کلیسا

برای مقابله با این روند، دومای روسیه در سال ۲۰۲۴ تبلیغ «بی‌فرزندی» را ممنوع کرد. یکی از فرمانداران محلی، در تلاش برای اجرای فرمان پوتین برای افزایش جمعیت، پیشنهاد داد به دختران دانش‌آموزی که باردار شوند، پول پرداخت شود. چند منطقه نیز محدودیت‌هایی برای سقط جنین در کلینیک‌های خصوصی وضع کرده‌اند. گروه‌های مدرسه‌ای در شبکه اجتماعی «VK» ـ پلتفرم اصلی روسیه ـ پر شده از شعارهای ناتالیستی مانند «می‌خواهی زندگی تازه‌ای شروع کنی؟ فقط یک بچه به دنیا بیاور!» و «سال‌های دانشجویی، پنجره‌ای برای تولیدمثل است.» همان‌طور که کلیسای ارتدوکس جنگ را تقدیس کرده، از کشیش‌ها و بوروکرات‌ها خواسته شده به سختی با سقط جنین بجنگند و بارداری را تبلیغ کنند.

البته مردم منفعل نیستند. بسیاری برای دور زدن سانسور، از وی‌پی‌ان استفاده می‌کنند. اما فضای روانی جامعه رو به تیرگی است؛ حدود ۶۰ درصد می‌گویند انتظار دارند امسال از سال گذشته سخت‌تر باشد. طبق آمار رسمی، موارد تشخیص داده‌شده اضطراب و افسردگی بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۱ درصد افزایش یافته و نسخه‌نویسی داروهای ضدافسردگی در ژانویه سال جاری نسبت به سال قبل ۱۸ درصد بیشتر شده است.

سال گذشته، بسیاری از روس‌ها امیدوار بودند بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، جنگ را به‌سرعت پایان دهد. «النا پنفیلوا»، ستون‌نویس روزنامه آنلاین «نووایا گازتا»، در این باره گفت این خوش‌بینی اکنون فروکش کرده: «همه چیز منجمد شده و به توده‌ای خاکستری و چسبناک تبدیل شده که از بمباران و تیراندازی، چانه‌زنی و دروغ، محدودیت و سرکوب تشکیل شده است.» زنی دیگر وضعیت را چنین توصیف می‌کند: «مثل حشره‌ای هستم که در کهربا گیر کرده. زندگی بیرون ادامه دارد، اما زمان شخصی منجمد شده است».

«زونوفسکی» معتقد است: «مردم اکنون می‌فهمند که حتی اگر جنگ همین فردا تمام شود، شرایط به حالت پیش از جنگ برنمی‌گردد و نگرانند که حتی بدتر هم بشود.» حتی اگر توپخانه خاموش شود، بازآرایی خشنی که در تخصیص نیروی کار و سرمایه رخ داده، شوک بزرگی به جامعه وارد خواهد کرد. در نظرسنجی‌ها، اکثریت قاطع مردم می‌گویند خواهان پایان جنگ‌اند؛ اما در عین حال، در دسامبر گذشته، بیشتر آن‌ها به «لوادا» گفته‌اند توجه چندانی به جزئیات رخدادهای جبهه ندارند. مثل مسافران اتوبوس در مسکو، آن‌ها نیز سعی می‌کنند به سربازان با لباس استتار نگاه نکنند و جنگ را از میدان دید خود حذف کنند.


ثبت دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات (0)

هیچ نظری ثبت نشده است.


اشتراک گذاری