جاهطلبی هند در عصر بریکس / وقتی دهلی نو برای رهبری جهان جنوب و والس با غرب آماده میشود!
به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز
بخشی از رفتار هند آشکارا ماهیتی تکرو و خودمحور دارد. دهلینو، از تلاش بیپایان برای کسب کرسی دائم در شورای امنیت گرفته تا ریاست گروه ۲۰ در ۲۰۲۳ و تلاش برای میزبانی نشست اقلیمی کاپ۳۳ در سال ۲۰۲۸، همه را با تکیه بر «اعتبارش» در جهان جنوب توجیه میکند.
به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: دو سخنرانی اخیر – سخنرانی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ، و دیگری سخنرانی مارک کارنی، نخستوزیر کانادا در اجلاس داووس – دو تصویر کاملا متفاوت از نظم جهانی ترسیم می کنند. سخنان روبیو با حمله به «نظم بینالمللی مبتنی بر قاعده» و ستایش امپراتوریهای غربی، در نقطه مقابل تلاش کارنی برای نجات و بازتعریف نظم حاکم قرار میگیرد، اما از منظر جهان جنوب، هر دو یک پیام مشترک دارند: اعتراف به سابقه طولانی سلطهگری و استانداردهای دوگانه غرب.
دو روایت علیه جهان جنوب
فارین پالسی در ادامه این یادداشت آورد: روبیو در مونیخ، در تلاش برای آرام کردن متحدان اروپایی پس از لحن تند سخنرانی سال گذشته جِی.دی. ونس، دوره «طلایی» غرب را همان پنج قرنی دانست که تا پایان جنگ جهانی دوم ادامه داشت؛ دورانی که به تعبیر او دامنه نفوذ غرب «گسترش یافت» و «امپراتوریهای عظیم» در سراسر جهان بنا شد، او دوران پس از جنگ را دوره «افول نهایی» خواند که با «انقلابهای کمونیستی» و «خیزشهای ضد استعماری» شتاب گرفت. این نوع روایت برای کشورهای استعمارزده جنوب نه مایه اطمینان، بلکه یادآور دورهای است که در آن، نظم حاکم به معنای سرکوب مستقیم است.
در مقابل، کارنی در داووس، هرچند با صراحت از «افسانه خوشایند» نظم مبتنی بر قاعده سخن گفت و از قدرتهای میانه خواست نقش فعالتری در نظام جهانی ایفا کنند، اما از زاویه جهان جنوب، سخنان او نوعی اعتراف رسمی به ریاکاری نظم غربمحور بود. او اذعان کرد نظم «قواعدمحور» بهطور «جزئی ساختگی» بوده؛ قدرتمندان هر جا لازم دانستهاند خود را مستثنا کردهاند، قواعد تجاری به صورت نامتقارن اجرا شده و حقوق بینالملل بسته به هویت متهم و قربانی، با شدت و ضعف متفاوت اعمال شده است.
فرصتی برای یکهتازی دهلی نو
در ادامه این یادداشت آمده، ترسیم این دو تصویر متضاد از سوی رهبران غربی، در نهایت همان چیزی را تایید میکند که بسیاری در جهان جنوب سالها به آن بدگمان بودند: چه در قالب ستم عریان دوران استعمار و چه در شکل استانداردهای دوگانه نظم پساجنگ – و نسخه لیبرال آن پس از جنگ سرد – یک خط ثابت وجود داشته: تلاش نظاممند برای محدود نگه داشتن کشورهای جنوب. حال پرسش کلیدی آن است که جهان جنوب چگونه پاسخ میدهد: با پذیرش منطق تقابل و بلوکبندی جدید قدرتهای بزرگ، یا با تلاش برای ارائه بدیل؟
روبیو در سخنرانی خود وقتی از اروپا و آمریکا بهعنوان بخشی از یک «تمدن غربی» واحد سخن گفت که بهزعم او با «ایمان مسیحی» درهم تنیده، عملا تصویری تمدنی و انحصارگر از جهان ارائه کرد؛ تصویری که همسنگ نگاه مسکو و پکن به جهان بهعنوان حوزههای نفوذ تمدنی متمایز است. در چنین فضایی، جاهطلبیهای هند برای رهبری جهان جنوب دوباره برجسته شده؛ جاهطلبیای که ریشه آن به دوره پس از استعمار و ابتکارهایی چون کنفرانس باندونگ ۱۹۵۵ و جنبش عدم تعهد در ۱۹۶۱ بازمیگردد، زمانی که دهلینو خود را سخنگوی «همبستگی جهان سوم» معرفی میکرد و با تلاشهای بازاستعماری اروپا از اندونزی تا هندوچین بهصراحت مخالفت داشت.
نسخه هندی برای نظم جهانی
امروز نیز بخشی از رفتار هند آشکارا ماهیتی تکرو و خودمحور دارد. دهلینو، از تلاش بیپایان برای کسب کرسی دائم در شورای امنیت گرفته تا ریاست گروه ۲۰ در ۲۰۲۳ و تلاش برای میزبانی نشست اقلیمی کاپ۳۳ در سال ۲۰۲۸، همه را با تکیه بر «اعتبارش» در جهان جنوب توجیه میکند. هند میخواهد پشت میزهای اصلی تنظیم قواعد بینالمللی حضور داشته باشد و در عین حال «راهحلهای هندی» برای مسائل جهانی ارائه دهد.
این رویکرد در نشست «AI Impact Summit» در اواخر فوریه در دهلینو بهخوبی دیده شد؛ برای نخستین بار این اجلاس در یک کشور در حال توسعه برگزار شد و هند از جایگاه میزبان استفاده کرد تا بحث هوش مصنوعی را از زاویه جهان جنوب چارچوببندی کند. از سلامت و کشاورزی گرفته تا آموزش، انرژی و اقلیم، دهلینو بر «کارکرد ملموس» AI در حل مسائل کشورهای فقیرتر تاکید کرد؛ همان خطی که در اجلاس گروه ۲۰ سال ۲۰۲۳ نیز دنبال کرده بود، وقتی «زیرساخت دیجیتال عمومی» را بهعنوان ابزاری برای تقویت شمول دیجیتال و دموکراتیزه کردن فناوری مطرح ساخت.
نکته مهم این است که مطالبه «دموکراتیزه شدن فناوری» از سوی هند، هم چالشی است متوجه غرب و هم چین. از یک سو، دهلینو از غرب میخواهد در نظم بینالمللی، توزیع قدرت و دسترسی به فناوری، عادلانهتر عمل کند؛ از سوی دیگر، بهطور ضمنی رهبری چین بر جهان جنوب را نیز به چالش میکشد و در برابر مدل یک دولت تک حزبی مبتنی بر نظارت فناورانه پکن، الگوی بازتر و مردمسالارتر عرضه میکند.
هند با اقتصادی که حدود یکپنجم اقتصاد چین است، فاقد وزن مادی و مالی همسنگ پکن است؛ اما با لحاظ کردن آنچه در ظرفیت سختافزاری کم دارد، تلاش دارد با ارائه «جهانبینی جایگزین» نقصان خود را جبران کند؛ جهانبینی متکی بر دموکراسی، حاکمیت قانون و چندجانبهگرایی.
چرا هند برای غرب چالش است؟
در قلب جاهطلبی هند برای جهان جنوب، دو هدف توامان دیده میشود: افزایش وزن و صدای اقتصادهای نوظهور و در عین حال اطمینان از اینکه این صدا در تعارض مطلق با نظم مبتنی بر قاعده قرار نگیرد، بلکه آن را اصلاح و تکمیل کند و با اقتصادهای صنعتی پیشرفته در درگیر تقابل ساختاری نشود. هند خود را «قدرت اصلاحگر» میبیند، نه نیرویی تجدیدنظرطلب که بهدنبال واژگونی کلی نظم موجود باشد.
با این همه، تنفیذ عملی این نقش، آسان نخواهد بود. نمونه روشن، اجلاس بریکس است که هند امسال میزبان آن خواهد بود. انتظار میرود دهلینو از جایگاه ریاست، برخی بخشهای جنجالی دستورکار بریکس – از جمله روایت «رفع وابستگی از دلار» که خشم دولت ترامپ را برانگیخته – را تعدیل کرده و آن را در قالب «تسویه تجارت دوجانبه با ارزهای ملی» بازقالببندی کند.
همزمان، هند در پی آن است که میان ریاست خود بر بریکس، ریاست آمریکا بر گروه ۲۰ و ریاست فرانسه بر گروه ۷ نوعی همافزایی نسبی ایجاد کند. با این حال، دستورکار هند بهسادگی تحت تاثیر تحولات ژئوپلیتیک گستردهتر قرار میگیرد. اقدام نظامی اخیر آمریکا علیه ونزوئلا و حملات احتمالی به ایران، میتواند این بازیگر روایت را در جهان جنوب تقویت کند که بار دیگر زیر فشار رویکرد «حق با زور است» واشنگتن قرار گرفته. افزون بر این، حضور کشورهایی با گفتمان آشکار ضدغربی – مانند چین، روسیه و ایران – در جمع اعضای بریکس، کار هند را برای کنترل روایت دشوار میکند.
دهلی نو و چرخش ژئوپلتیکی
حتی میان اعضای بنیانگذار بریکس – برزیل، روسیه، هند و چین – اجماع روشنی درباره فلسفه وجودی این گروه دیده نمیشود. برزیل و هند بریکس را عمدتا سکویی اقتصادی برای همکاری و توسعه میبینند، در حالی که چین و روسیه آن را ابزاری برای پیگیری اهداف ژئوپلیتیک وسیعتر و طرح بدیل در برابر غرب تعریف کردهاند. پکن بهویژه تلاش دارد پروژههای چهارگانه خود – ابتکارهای جهانی توسعه، امنیت، تمدن و حکمرانی – را در تار و پود نهادهای مدعی نمایندگی جهان جنوب تنیده و روایت خود را به «DNA» این مجامع منتقل کند.
از نگاه دهلینو، بریکس در سالهای اخیر بیش از آنکه در مسیر مطلوب حرکت کند، اسیر این چرخش ژئوپلیتیکی شده است. در حالی که در ابتدا تمرکز بر توسعه و حکمرانی اقتصادی بود، اکنون دستورکار سیاسی و بلوکی بر آن سایه انداخته است. گسترش سریع عضویت، بهجای ارتقای کارآمدی، «سر و صدای بیشتر و اقدام کمتر» بهدنبال داشته و تأکید بیشتر بر این است که گروه «با چه چیزی مخالف» است تا اینکه «از چه چیزی دفاع» میکند.
جاهطلبی هند برای بریکس، بازگشت به دستاوردهای اولیه این چارچوب – از جمله ایجاد «بانک توسعه جدید» و «ترتیبات ذخایر مشروط» – و توسعه آنهاست تا بریکس از سطح «نارضایتیهای مشترک» به سطح «دستاوردهای مشترک» ارتقا یابد. شعار ریاست بریکس توسط هند – «انسانیت در درجه اول» – و تمِ «ساختن برای تابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» اگرچه ممکن است سادهلوحانه به نظر برسد، اما تلاشی است برای ارائه جهانی دیگرگونه که در آن، ارز اصلی روابط بینالملل نه تقابل و رویارویی، بلکه همکاری و همافزایی باشد.
حال به نوشته فارن پالیسی اگر هند بتواند از این لحظه استفاده کند – و از پشتیبانی کشورهای همفکر برخوردار شود – میتواند جهتگیری متفاوتی نسبت به موج بازگشت سیاست قدرتهای بزرگ تعریف کند. سوبراهامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند، هنگام رونمایی از وبسایت و لوگوی ریاست بریکس هند در سال ۲۰۲۶، بهصراحت از هدف دهلینو برای استفاده از این پلتفرم در جهت «بهبود رفاه جهانی» سخن گفت. در صورت موفقیت، هند میتواند بهطور واقعیتر نقش «صدای جهان جنوب» را ایفا کند و در عین حال که پلی میان جنوب و غرب میسازد؛ پلی که اگر شکل بگیرد، شاید تنها راه خروج از شکاف عمیق امروز میان نظم غربمحور و مطالبات رو به رشد جهان جنوب باشد.
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *نظرات (0)
هیچ نظری ثبت نشده است.