زندگی در حاشیه مهریه / سیاستگذاری عددی در مهریه میتواند به بیعدالتی اجتماعی منجر شود
به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز
سیاستگذاری عددی در مهریه، بدون توجه به تنوع طبقاتی و فرهنگی جامعه، میتواند به بیعدالتی منجر شود. برای یک خانواده در طبقه متوسط شهری، ۱۴ سکه ممکن است رقم ناچیزی باشد، در حالی که برای یک خانواده کمدرآمد رقم بالایی است.
به گزارش تجارت نیوز، بحث درباره مهریه در سالهای اخیر به یکی از چالشهای مهم حقوق خانواده در ایران تبدیل شده است؛ چالشی که هم جنبه شرعی و فقهی دارد، هم وجه حقوقی و هم پیامدهای اجتماعی گسترده.
اظهارات اخیر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، عبدالحسین خسروپناه، درباره وجود «شبهه فقهی» در تعیین عدد و رقم ثابت برای مهریه و بهویژه تعیین سقف واحد مانند ۱۴ سکه، بار دیگر این موضوع را به صدر مباحث عمومی آورده است. او با اشاره به مفهوم «مهرالمثل» و تأکید بر شأن زن و توان مرد در تعیین مهریه، این پرسش را پیش کشیده که آیا سیاستگذاری عددی و تعیین سقف قانونی برای مهریه، با روح فقه اسلامی و منطق عدالت سازگار است یا نه؟
این اظهارات در حالی مطرح میشود که در سالهای اخیر، موضوع زندانیان مهریه و آثار اقتصادی و اجتماعی آن، قانونگذاران را به سمت طرحهایی برای محدود کردن ضمانت اجرای مهریه سوق داده است؛ از جمله طرح کاهش سقف ضمانت اجرا به ۱۴ سکه. پرسش اصلی اینجاست: آیا تعیین تعداد مشخص برای مهریه از سوی دولت میتواند مشکل زندانیان مهریه را حل کند یا ممکن است پیامدهایی کاملاً معکوس به همراه داشته باشد؟
آیا دولت میتواند برای مهریه سقف بگذارد؟ / تعیین سقف قانونی برای مهریه، میتواند باعث افزایش استفاده از شیوههای جایگزین برای تأمین مالی زنان شود؛ مانند درج شروط مالی پیچیده در عقدنامه یا انتقال اموال پیش از ازدواج
اردشیرعلایی، حقوقدان، در دراینباره به تجارتنیوز میگوید: از منظر حقوقی، باید میان اصل مهریه و ضمانت اجرای آن تفکیک قائل شد. قانونگذار میتواند درباره ضمانت اجرا تصمیمگیری کند، اما اصل حق مالی ناشی از قرارداد نکاح، تابع اراده طرفین است.
او میافزاید: مهریه در نظام حقوقی ایران، دِینی است که به محض وقوع عقد، بر عهده مرد قرار میگیرد. زن میتواند هر زمان که بخواهد آن را مطالبه کند و در صورت عدم پرداخت، از ابزارهای قانونی برای وصول آن استفاده کند. در سالهای گذشته، محدود کردن بازداشت بدهکاران مهریه تا سقف مشخصی، تلاشی در جهت کاهش جمعیت زندانیان بوده است.
این حقوقدان توضیح میدهد: اگر دولت بیاید و بگوید از این پس مهریه بیش از ۱۴ سکه معتبر نیست یا ضمانت اجرا ندارد، در واقع در آزادی قراردادی افراد دخالت کرده است. این امر ممکن است با اصول قانون اساسی درباره آزادی قراردادها و مالکیت مشروع در تعارض قرار گیرد. اما اگر قانونگذار صرفاً ضمانت اجرای حبس را محدود کند، نه اصل بدهی را، از منظر حقوقی قابل دفاعتر است.
علایی هشدار میدهد: تعیین سقف قانونی برای مهریه، میتواند باعث افزایش استفاده از شیوههای جایگزین برای تأمین مالی زنان شود؛ مانند درج شروط مالی پیچیده در عقدنامه یا انتقال اموال پیش از ازدواج. در این صورت، نهتنها مسئله حل نمیشود، بلکه شکل آن تغییر میکند و شاید پیچیدهترهم بشود.
زندانیان مهریه، به دلیل امتناع از پرداخت یا پنهان کردن اموال خود زندانی میشوند / تمرکز صرف بر عدد مهریه، ممکن است مساله اصلی یعنی ضعف نظام حمایت اجتماعی و اقتصادی از زنان را پنهان کند
یکی از استدلالهای اصلی موافقان تعیین سقف، کاهش زندانیان مهریه است. آنان معتقدند بسیاری از مردان به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریههای سنگین، راهی زندان میشوند و این امر، نه به نفع خانواده است و نه به نفع جامعه.
اما این حقوقدان تأکید میکند: بخش قابل توجهی از زندانیان مهریه، به دلیل امتناع از پرداخت یا پنهان کردن اموال خود زندانی میشوند، نه صرفاً به دلیل ناتوانی مطلق. از سوی دیگر، سازوکار اعسار در قانون پیشبینی شده است؛ یعنی اگر مرد واقعاً توان پرداخت نداشته باشد، میتواند تقسیط بگیرد. بنابراین، تصور اینکه همه زندانیان مهریه قربانی مهریههای نجومی هستند، دقیق نیست.
او اضافه میکند: تمرکز صرف بر عدد مهریه، ممکن است مسئله اصلی یعنی ضعف نظام حمایت اجتماعی و اقتصادی از زنان را پنهان کند. در جامعهای که زنان پس از طلاق با مشکلات جدی معیشتی مواجه میشوند، مهریه به یک ابزار تأمین حداقلی امنیت مالی تبدیل شده است. اگر این ابزار تضعیف شود، بدون آنکه جایگزینی برای آن طراحی شود، زنان آسیبپذیرتر خواهند شد.
مهریه بهمثابه ابزار چانهزنی است و کارکردهای نمادین اقتصادی دارد / تعیین سقف قانونی، ممکن است اثر معکوس داشته باشد، اگر دولت سقف بگذارد، خانوادهها به سمت ابزارهای غیررسمی و حتی پنهان برای تأمین امنیت مالی دخترانشان میروند
فاطمه شروقی، جامعهشناس، نیز در دراینباره به تجارتنیوز میگوید: مهریه در ایران صرفاً یک مساله حقوقی نیست؛ بلکه کارکردهای نمادین و اقتصادی دارد. در بسیاری از موارد، مهریه بالا، نه برای دریافت واقعی، بلکه بهعنوان اهرم فشار یا تضمین تعهد مرد در زندگی مشترک تعیین میشود.
او میافزاید: افزایش مهریهها در دهههای اخیر، بازتابی از نااطمینانی اقتصادی، افزایش نرخ طلاق و کاهش اعتماد اجتماعی است. وقتی زنان آینده اقتصادی خود را نامطمئن میبینند و بازار کار نیز امنیت کافی به آنها نمیدهد، طبیعی است که خانوادهها تلاش کنند از طریق مهریه، نوعی پشتوانه ایجاد کنند.
این جامعهشناس خاطر نشان میکند: تعیین سقف قانونی برای مهریه، ممکن است اثر معکوس داشته باشد. اگر دولت سقف بگذارد، خانوادهها به سمت ابزارهای غیررسمی و حتی پنهان برای تأمین امنیت مالی دخترانشان میروند. این میتواند به افزایش معاملات غیرشفاف، انتقال صوری اموال یا حتی کاهش تمایل به ثبت رسمی ازدواج منجر شود.
سیاستگذاری عددی میتواند به بیعدالتی منجر شود / مساله زندانیان مهریه، بیش از آنکه محصول عدد مهریه باشد، نتیجه ضعف در آموزش پیش از ازدواج، نبود شفافیت اقتصادی و نبود بیمههای حمایتی پس از طلاق است
شروقی هشدار میدهد: سیاستگذاری عددی در مهریه، بدون توجه به تنوع طبقاتی و فرهنگی جامعه، میتواند به بیعدالتی منجر شود. برای یک خانواده در طبقه متوسط شهری، ۱۴ سکه ممکن است رقم ناچیزی باشد، در حالی که برای یک خانواده کمدرآمد رقم بالایی است. یک سقف واحد، تفاوتهای اجتماعی را نادیده میگیرد.
او تاکید میکند: در هر صورت قوانین نمیتوانند فرهنگی را که سالها در جامعه جریان دارد یک شبه تغییر دهند. قوانین فقط میتوانند وضعیت را پیچیدهتر کرده و این ظن و گمان را ایجاد کنند که حق و حقوق یک بخشی از جامعه نادیده گرفته شده است. باید برای بهبود وضعیت به فکر فرهنگسازی درست در این زمینه باشیم.
این جامعهشناس در پایان میگوید: فراموش نکنیم مساله زندانیان مهریه، بیش از آنکه محصول عدد مهریه باشد، نتیجه ضعف در آموزش پیش از ازدواج، نبود شفافیت اقتصادی و نبود بیمههای حمایتی پس از طلاق است. تا زمانی که این زیرساختها اصلاح نشود، تغییر عدد، تأثیر پایدار نخواهد داشت.
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *نظرات (0)
هیچ نظری ثبت نشده است.