فایننشال تایمز از چرایی آتشبس ترامپ در برابر چین پرده برداشت / ناگفتههایی از استراتژی عریان و پنهان واشنگتن و پکن / چین با اهرمهای کشنده به دنبال خرید زمان است؟
به گزارش فانی لند به نقل از تجارت نیوز
به گفته برخی مقامهای آمریکایی، سیاست کنونی در قبال چین نوعی «ثبات استراتژیک» است؛ یعنی پذیرش اینکه هر دو کشور فعلا در حفظ ثبات نسبی روابط ذینفعاند، در حالی که همزمان که پشت صحنه مشغول کاهش آسیبپذیریهای خود هستند.
به گزارش تجارت نیوز، فایننشال تایمز با انتشار یادداشتی نوشت: دنگ شیائوپینگ، رهبر پیشین چین، برای تعیین جهتگیری کشور در سالهای آغازین اصلاحات و تحقق سیاست «درهای باز» در دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، اغلب از جملات قصار استفاده میکرد. در سیاست خارجی، توصیه مشهور او این بود که چین باید «قدرت خود را پنهان کرده و زمان بخرد»؛ عبارتی که در انگلیسی به «hide and bide» خلاصه شده است.
پلن شی و ترامپ
این نشریه در ادامه آورد: چندی پیش از آنکه دونالد ترامپ و شی جینپینگ در اکتبر به «شبهتنشزدایی» در جنگ تجاری خود دست یابند، برخی مقامهای آمریکایی از عبارت «hide and bide» برای توصیف معمای جدید سیاست واشنگتن در قبال پکن استفاده کردند. در بهار، چین فرایند صادرات عناصر نادر خاکی به آمریکا را کند کرد؛ اما اوایل اکتبر، یک رژیم سختگیرانه کنترل صادرات اعلام کرد که برای نخستینبار از سلطه چین بر صنعت عناصر نادر خاکی بهعنوان یک سلاح پرقدرت علیه آمریکا استفاده شد.
همزمان که شرکتهای آمریکایی برای تأمین مواد معدنی و مگنتهای حیاتی – از موبایل تا جنگنده – درمانده شده بودند، در واشنگتن این احساس به وجود آمد که فریب خوردهاند. ترامپ و شی در دیدار خود در کرهجنوبی به یک آتشبس یکساله رسیدند: چین محدودیتهای خود بر صادرات عناصر نادر خاکی را عقب انداخت و آمریکا هم قرار دادن هزاران شرکت چینی در فهرست سیاه صادراتی را معلق کرد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا ترامپ این تنشزدایی تاکتیکی را برای خریدن زمان و کاهش وابستگی آمریکا به عناصر نادر خاکی چین به کار میگیرد، یا اینکه آغاز رویکردی تازه است که در قالبش، تجارت و اقتصاد بر ملاحظات کلاسیک امنیت ملی تقدم پیدا میکند.
رقابتی هولناک
فایننشال تایمز در بخش دیگر یادداشت خود آورد: در میان سردرگمی جدی متحدان آمریکا نسبت به خطمشی دولت در قبال چین، این پرسشها در آستانه سفر رسمی ترامپ به پکن در آوریل، پررنگتر نیز خواهد شد. کایل بس، مدیرعامل «روشفور است منجمنت» و از چینستیزان سرشناس که بهطور غیررسمی به فرماندهی هندـاقیانوس آرام آمریکا مشاوره میدهد، این آتشبس شکننده را «چیزی بیش از مبادله گروگانها در سطح بالا» نمیداند.
او میگوید: «آمریکا گروگان چنگ انداختن چین بر عناصر نادر خاکی و مواد معدنی حیاتی است که برای صنایع فناوری و دفاعی ما ضروریاند، در حالیکه پکن بهطور ناامیدانه به تراشههای هوش مصنوعی انویدیا چنگ زده تا نوسازی ارتش خود را برای به چالش کشیدن برتری آمریکا پیش ببرد.»
به گفته او، این وضعیت را به «رقابتی هولناک» بدل کرده که در آن هر دو کشور تلاش میکنند پیش از آنکه طرف مقابل دست بالا را پیدا کند، خود را از این درهمتنیدگی خطرناک بیرون بکشند.
رونمایی ازاستراتژی پنهان دو رقیب
به گفته برخی مقامهای آمریکایی، سیاست کنونی در قبال چین نوعی «ثبات استراتژیک» است؛ یعنی پذیرش اینکه هر دو کشور فعلا در حفظ ثبات نسبی روابط ذینفعاند، در حالی که همزمان که پشت صحنه مشغول کاهش آسیبپذیریهای خود هستند.
دیوید پردیو، سفیر آمریکا در چین، مدعی است اولویت اصلی ترامپ این است که «زمینهای پایدار و عادلانه برای رقابت اقتصادی کارگران، کشاورزان، دامداران و شرکتهای آمریکایی در سراسر جهان فراهم کند.»
کریگ سینگلتون، کارشناس مناسبات آمریکا–چین در «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، نیز تاکید دارد که «ثبات استراتژیک» بهمعنای عقبنشینی در حوزه امنیتی نیست؛ او گفت ترامپ تلاش دارد از «شوکهای خودساخته» که میتواند آتشبس تجاری را در هم بشکند پرهیز کند، در حالی که همزمان برای «مرحله بعدی رقابت» آماده میشود.
به گفته او: «این تنشزدایی بهمعنای آشتی نیست، بلکه توالیگذاری حسابشده است. ترامپ همچنان در حال رقابت است و بخش عمده کنترلهای صادراتی پابرجاست. این وضعیت نشان از نرمش راهبردی نیست، فقط بازتنظیم زمانبندی و تاکتیکهاست.» منتقدان میگویند ترامپ در دوره اخیر تقریبا هیچ کنترل تازهای بر صادرات فناوریهای حساس به چین اعمال نکرده و این نشانهای است از اینکه تجارت را بر امنیت ملی ترجیح داده است.
یک مقام ارشد آمریکایی در مقابل میگوید ترامپ در حال «پیش بردن روابط تجاری دوسویه سودمند با چین، بدون لطمه زدن به امنیت ملی و اقتصادی» است؛ بهزعم او، دولت ترامپ رژیمهای سختی از تعرفهها، تحریمها و کنترل صادرات اعمال کرده، و چین پذیرفته تولید مواد اولیه فنتانیل را محدود کند، محصولات کشاورزی آمریکایی بخرد و تضمین کند که جریان عناصر نادر خاکی استمرار یابد. به گفته او، آتشبس تجاری بوسان «مانع از آن شد که چین اقتصاد جهانی را به سراشیبی سقوط بکشاند».
چین در میراث ترامپ
فایننشال تایمز در بخش دیگری از یادداشت خود اورد: یکی از پرسشهای مهم برای متحدان آمریکا این است که وقتی واشنگتن وابستگیاش به عناصر نادر خاکی چین را تا جایی کاهش دهد که دیگر گروگان نباشد، چه خواهد کرد؟ برخی بر این باورند ترامپ آنگاه به سمت ابزارهای تهاجمیتر امنیتی خواهد رفت، در حالیکه دیگران معتقدند او همچنان بر اقتصاد متمرکز خواهد بود.
رایان هس، مدیر مرکز چین در اندیشکده بروکینگز، در این باره گفت: «چینستیزان در واشنگتن امیدوارند ترامپ پس از آنکه آمریکا را از زیر تیغ عناصر نادر خاکی بیرون کشید، دوباره به رویکرد سختگیرانهتر امنیتی برگردد؛ اما من قانع نشدهام، تا حدی به این دلیل که ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش به میراث خود فکر میکند و منفجر کردن رابطه با چین، چیزی نیست که میراث او را زیباتر جلوه دهد.»
هس تاکید کرد که علیرغم شمار زیاد چین ستیز در دولت، خود ترامپ اساسا با تهدید نظامی پکن مخالف است، محور توجه او اقتصاد و فناوری است و رقابت با چین را بیشتر از این منظر میبیند. از همین رو با وجود آتشبس تجاری، دولت او گامهایی برای مقابله با تهدیدات امنیتی چین برداشته است. همزمان اما ترامپ تصمیمهایی گرفته که منتقدان معتقدند به نوسازی نظامی چین کمک میکند.
در مسیر سفر به بوسان، او با این سخن که شاید اجازه دهد انویدیا تراشههای فوقپیشرفته «بلکول» را به چین صادر کند، زنگ خطر را به صدا درآورد؛ هرچند در نهایت از این ایده عقب نشست، اما صادرات تراشه «H200» – که ضعیفتر است، اما همچنان پیشرفته محسوب میشود – را پذیرفت. گزارشها حاکی است که برخی مقامها، از جمله در وزارت خارجه، خواهان الصاق شروط سختگیرانه به این مجوزها هستند؛ آزمونی که نشان خواهد داد تا چه حد چینستیزان میتوانند بیسروصدا بر روند تصمیمگیری اثر بگذارند، بدون آنکه رئیسجمهور را خشمگین کنند.
عقبنشینی در سکوت
ترامپ در حوزههای دیگر نیز اقدامهایی کرده که منتقدان آن را نشانه «عدم تمایل به ناراضی کردن چین» و تمرکز ناکافی بر تهدیدات امنیتی میدانند. فایننشالتایمز گزارش داده وزارت خزانهداری طرح تحریم وزارت امنیت دولتی چین بهدلیل کارزار جاسوسی سایبری موسوم به «Salt Typhoon» را متوقف کرده؛ اقدامی که به گفته منابع مطلع، پس از آن انجام شد که ترامپ در پی دیدار با شی به مقامها گفت کاری نکنند که «توافق» در حال شکلگیری را به خطر بیندازد.
در عین حال، واشنگتن در جبهه عناصر نادر خاکی در حال هم صدایی با متحدان است: آمریکا اخیرا نشست «مواد معدنی حیاتی» با اتحادیه اروپا، بریتانیا، ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و دیگر کشورها برگزار کرده تا امکان تعریف ائتلاف راهبردی برای کاهش وابستگی زنجیره تامین به چین را بررسی کند، و در اکتبر نیز در سفر نخستوزیر استرالیا به واشنگتن، یک توافق عمده در حوزه عناصر نادر خاکی میان دو کشور امضا شد.
مقام ارشد آمریکایی، انتقادها مبنی بر اینکه ترامپ کنترل صادرات را «دستکم» گرفته را رد میکند و میگوید این ابزارها فقط «زیرمجموعهای از یک سبد بزرگتر» شامل تعرفهها، تحریمها و نظارت بر سرمایهگذاری ورودی هستند که در مجموع یک رویکرد جامع برای «برابر کردن زمین بازی» با چین میسازند.
از سوی دیگر، پنتاگون با قرار دادن غول تجارت الکترونیک «علیبابا» و خودروساز برقی «BYD» در فهرست شرکتهای مظنون به پیوند با ارتش چین، استدلال کسانی را که میگویند ترامپ تهدیدات امنیتی را نادیده نمیگیرد تقویت کرده است. با این حال، در اقدامی مبهم، وزارت جنگ ناگهان از دولت خواست این فهرست را از وبسایت فدرال بردارد؛ حرکتی که گمانهزنیها را درباره نگرانی کاخ سفید از لطمه دیدن توافقها و پیچیده شدن روابط در آستانه سفر ترامپ به چین در آوریل برانگیخت، هرچند منابع مطلع گفتهاند فهرست بعدا دوباره منتشر خواهد شد و نام علیبابا و BYD در آن باقی میماند.
همزمان با این پیچیدگیها، دولت ترامپ دو سند کلیدی – راهبرد امنیت ملی (NSS) و راهبرد دفاع ملی (NDS) – را منتشر کرده که سرنخهایی از نگاه جدید او به چین در اختیارمان قرار می دهد. در NSS، قاره آمریکا بهعنوان اولویت نخست و آسیا، شامل چین، در مرتبه دوم معرفی شده است؛ این سند همزمان بر «بازتنظیم تجارت با چین» و «تمرکز مستمر بر بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ در هندـاقیانوس آرام» تاکید دارد و در مقایسه با نسخه ۲۰۱۷، لحن نرمتری نسبت به پکن اتخاذ کرده است.
بخش «بازدارندگی تهدیدهای نظامی» در آسیا، عمدتا بر تهدیدهای پکن علیه تایوان متمرکز است، بدون آنکه نام چین را بهصراحت بیاورد، و تاکید میکند تقویت توان بازدارنده در قبال هرگونه تلاش برای تصرف تایوان نیازمند افزایش هزینههای دفاعی ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و خود تایوان خواهد بود.
تاکتک «اردک روی آب»
حامیان ترامپ میگویند روش او، ترجیح «عمل» بر «بیانیه» است؛ اما منتقدانی همچون زک کوپر، کارشناس آسیا در مؤسسه امریکن اینترپرایز، استدلال کردند که در حالیکه راهبرد بازدارندگی ترامپ بر «تقویت توان» بیش از نمایش تعهد زبانی تکیه دارد، برخی اظهارات او – مانند اینکه سرنوشت تایوان «به خود شی بستگی دارد» – نگرانیها را در میان متحدان و در تایپه تشدید کرده است. به گفته کوپر، این سخنان این پرسش را زنده کرده که آیا ترامپ واقعاً در صورت بروز بحران در تنگه تایوان مداخله میکند یا نه، حتی اگر از نظر نظامی توان آن را داشته باشد.
سینگلتون در برابر این انتقادها میگوید ترامپ سیاست «اردک روی آب» را دنبال میکند: روی سطح همهچیز آرام به نظر میرسد، اما زیر آب، حرکت مداوم جریان دارد. او میگوید: «ترامپ برای رابطه شخصی خود با شی ارزش قائل است و وقتی بازدارندگی بهطور بیسر و صدا تقویت میشود، دلیلی نمیبیند عامدانه تحریک تازهای ایجاد کند.» طرفداران همچنین یادآوری میکنند که ترامپ در دسامبر، بستهای بیسابقه به ارزش ۱۱.۱ میلیارد دلار برای فروش سلاح به تایوان تصویب و تیم او در حال تدارک بسته دیگری تا سقف ۲۰ میلیارد دلار است.
هراس تایوان از رویکرد واشنگتن
همزمان چند مقام چینی هشدار دادهاند که رونمایی از بسته تسلیحاتی جدید پیش از آوریل میتواند سفر دولتی ترامپ را به خطر بیندازد؛ برخی مقامهای آمریکایی این تهدید را بلوف میدانند، اما ترامپ اخیرا گفت درباره این موضوع با شی صحبت کرده– موضعی که بحث گستردهای را درباره اینکه آیا او با مذاکره مستقیم درباره فروش سلاح به تایوان با پکن، از رویه سنتی عبور کرده و مسیر خطرناکی را گشوده، برانگیخت.
مقام ارشد آمریکایی، گلهها درباره کاهش حمایت لفظی از تایوان را رد کرد و گفت ترامپ «بیش از بایدن درباره تایوان صحبت کرده». در آستانه سفر ترامپ به چین در آوریل، یک نگرانی دیگر در واشنگتن و تایپه این است که او ممکن است در قالب بخشی از یک توافق بزرگتر، به درخواست پکن برای تغییر «سیاست اعلامی» آمریکا درباره تایوان تن دهد.
چین میخواهد ترامپ صریحا بگوید آمریکا «با استقلال تایوان مخالف است»، بهجای عبارت فعلی که میگوید آمریکا «با هرگونه تغییر یکجانبه وضعیت موجود در تنگه تایوان موافق نیست»؛ برخی مقامها در نشستهای خصوصی از حاضران خواستهاند بیش از حد روی واژگان تمرکز نکنند، که خود به گمانهزنیها درباره تغییر احتمالی دامن زده است.
جنیفر ولچ، کارشناس پیشین تایوان در کاخ سفید و تحلیلگر ژئواقتصاد در بلومبرگ، هشدار داد که «حتی یک تغییر ناخواسته یا موقت – اگر به نفع چین باشد،– به جشن تبلیغاتی پکن تبدیل خواهد شد تا روحیه و اعتماد تایوان به آمریکا را تضعیف کند.» مقام آمریکایی این گمانهزنی را رد کرده و میگوید: «هیچ تغییری در سیاست ما نسبت به تایوان ایجاد نشده است».
سارا بران، مسئول ارشد امور چین در شورای امنیت ملی دولت بایدن، میگوید NSS و NDS تازه نیز نشان میدهد ترامپ بعید است به رویکرد امنیتمحور سختت اواخر دوره اولش برگردد. به گفته او، ترامپ «چالش چین» را بهشیوهای متفاوت از دوره اول صورتبندی کرده؛ در این اسناد عناصر روشنی از منطق «حوزههای نفوذ» دیده میشود که با تلاش برای «هماهنگی یک تلاش جهانی برای مهار چین» تفاوت دارد.
همزمان همکاری بر سر عناصر نادر خاکی یکی از معدود نقاط روشن در روابط آمریکا با متحدان است: واشنگتن با سرعت در حال حرکت برای کاهش وابستگی است، اما کارشناسان هشدار میدهند پکن همچنان اهرمهای مهمی در سایر نقاط فشار – از جمله وابستگی سنگین آمریکا به چین در مواد اولیه داروها – در دست دارد؛ بنابراین، تصور اینکه بهمحض حلوفصل عناصر نادر خاکی، راه برای اقدامات سختتر ترامپ علیه چین کاملا باز میشود، سادهانگارانه است.
مقامهای خارجی که برای درک بهتر رویکرد واشنگتن نسبت به چین به پایتخت آمریکا رفتوآمد دارند، اغلب در گفتوگوهای خصوصی میگویند که نمیتوانند «یک استراتژی منسجم» را تشخیص داده و گاهی از واشنگتن گیجتر برمیگردند. به گفته رایان هس، یکی از دلایل این وضعیت این است که خود ترامپ شخصا در حال ترسیم مسیر است؛ او صرفا پیشنهادهای مشاورانش را نمیپذیرد و تحمل نمیکند مقامها اقداماتی انجام دهند که دامنه انتخابهایش در قبال چین را محدود کند.
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *نظرات (0)
هیچ نظری ثبت نشده است.